تبلیغات اینترنتیclose
اشعار بتول مبشری-1
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


زن شدن
يک حادثه بود
مادر شدن
اما
هزار اتفاق
مي خواهم به کودکيم برگردم
پشت ديوارهاي حادثه را
سنگ چين کنم
ودر پناه دامان سبز مادرم
دخترک بمانم
دخترک مادرم
فقط ...

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 364

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 


من حوالي توام
خانه ات آباد
بگو
تو کجايي
تو حوالي که اي ؟

 

 

بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 314

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


گذشت
تو رفتي
من پير شدم
و چنارهاي باغ شازده
ناگهان
هزار ساله شدند ..

 


بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 250

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


ته نشين مي شوم در خودم
رسوب مي کنم
از شراب اندوه
مست ميشوم
تو را مي بينم نزديک
نزديک تر
نفس به نفس
شانه به شانه
چشم در چشم
انگار تو را در پريروز
خاطره هايم جا نگذاشته ام
به من بگو
رفيق
شراب اندوه پاييزيت
مگر چندساله بود ؟
من درد بسته ام ....

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 317

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

 

باران اگر ببارد
رها ميکنم
اين بغض کهنه را به دامنش
پاييزهاي بي شمار
اين اشکهاي فرو خورده را
انکار کرده ام
اين بار
اين خزان
....
وقتش رسيده است

 

 

بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 424

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

 

مي روم با دردهايم من از اينجا مي روم
با خودم با خاطراتم گيج و تنها مي روم

مي روم تن پوشي از بيگانگي بر تن کنم
کوله باري بسته ام امشب از اينجا مي روم

من جفا ديدم بلا ديدم از آدمها بسي
آي آدم ها من ازدست شماها مي روم

تا سپردم دل به کس افکند آن را درقفس
اين شما اين هم قفس هاتان من اما مي روم

شيوه ي دلهاي امروزي فقط جور و جفاست
مي گريزم من از اين آداب رسوا مي روم

مثل يک ماهي دچار تُنگي از حسرت شدم
ماهي بي آشيانم سوي دريا مي روم

بوم دلهاي شما صد رنگ دارد صد فريب
بر شما فرخنده نقاشي دلهاتان من اما مي روم

زهر خنده زهر بوسه زهر شمشير رفيق
بسترم آغوش و جانم تلخ حالا مي روم

فصل پاييزست سرما نيمه جانم کرده است
شال دلتنگي که کردم من مهيا مي روم

دست هايت را بده اي باد کولي پاي مست
هاي آدم ها من از دست شماها مي روم ..

 

 

بتول مبشري


 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 400

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


مسافرم
مسافر مدام قطار فراموشي
هزار ايستگاه
پياده شدم
دلم خيال رهايي داشت
هيهات
تمام سکوهاي انتظار
مردي ايستاده بود
نشانه هايش
شال گردن طوسي
که روزگاري خودم بافتم
لبخند محزوني
که فقط من مي شناختم
هنوز
سرگردانم ..

 

 

بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 359

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 کوچ

 

راهي کوچ از اين شهر پر از مکرو فريبم چه کنم ؟
سفر از خوب و بد حادثه ها گشته نصيبم چکنم ؟

اين پرستو ي مسافربه پرش رنگ رهايي زده است
ديرگاهست که که درگير به اين حس عجيبم چه کنم؟

سينه سرخي شده ام همسفر چلچله ها رو به سفر
سال و ماهيست که هم خانه ي مرغان نجيبم چکنم ؟

همه جا شهر پر از دام شده خانه ي صياد خراب
من به اين شهر به اين دام به اين دانه غريبم چکنم ؟

ميبرم کوله اي از حسرت و عشقي که به جا مانده مرا
بال وپر ريخته دل سوخته محتاج به دستان طبيبم چه کنم؟

بايد آماده ي رفتن بشوم بال و پر خسته به هجرت بکشم
راهي کوچ از اين شهر پر از مکر و فريبم چه کنم ؟

 

 

بتول مبشري

 

دکلمه این شعر زیبا در ادامه مطلب

منبع : http://www.divshare.com/download/26004009-af6


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 865

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

از من نگذر
در گذشته ميشوم
جا مي مانم
در
گذشته
ها
يت ...

 

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 324

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


يکي ميگويد
به چله بنشين
مي رود از سرت اين عشق
ديگري اما
کتاب کهنه ي دعاهاي باطل مهر پدر بزرگش
را امانت ميدهد
مادرم از معجزه ي تسبيح هزار دانه اش ميگويد
و ناباورانه زير لب هي ذکر ميگويد
هزار دور تسبيح
به نيت آرامش
آنها نمي دانند
صندوقچه ي جادويي پاندورا
همان ياد توست
که به قصه ها کشيده شده
نفس هم که بکشم
سحر ميشوم
رهايي از ياد و خاطره هاي تو ؟

ممکن نيست...

 

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 374

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

دل........ريخته ام

همه دل دادند
دل بردند
دريغا
که من
تمام دلم به پاي تو ريخت
هواي پاييز در تو جاري بود
مرا هم حواله کردي
به برگريزان
بي امان
موسم پاييز ...

 

 

بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 362

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

 

دلم را سپردن به تو ننگ بود
تو جنس دلت آهن و سنگ بود

دل ناکست قصد تاراج داشت
خيال فزون خواهي و باج داشت

من ساده دل زود رامت شدم
اسير هوس هاي خامت شدم

به پايت دلي پاک انداختم
چه حاصل از اين عشق من باختم

چه بيهوده در پاي تو سوختم
از آن اتشي که خود افروختم

گمان برده بودم که يار مني
خراب دل بيقرار مني

ندانسته بودم که بي ريشه اي
که بازيگري يا هنرپيشه اي

کنون رفته اي با کسان دگر
برو سهم تو ناکسان دگر

تو روباه مکار حيلت گري
برو مکر کن با دل ديگري

 

 

بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 418

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 


خودت
قرار دلم را گرفته اي
خيالت اما
خواب چشم هايم را
منصفانه بگو
با تو چه بايد کرد ؟

 

بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 382

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


گوش بزنگ
صداي دل نواز بارانم
در اين شبانه هاي وحشي پاييز
که ياد او
گوشه گوشه ي دلم
آتش به پا ميکند
و در حريق بيرحم
آن همه ياد
آن همه خاطره
ديوانه وار مي سوزم
باران پاييز
عنايتي
مهري ...

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 460

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

 

خواب‌هاي شبانه‌ي مرا
لشکر يادهاي تو
تاراج کرده اند
اين خيل فتنه گر
از سپاهيان چنگيز و تيمور هم
بي حياترند
ايکاش طلايه دار سپاه خاطره‌هاي تو
پيغام بياورد شبي که
آتش
دگر
بس است.

 


بتول مبشري


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1 , | بازديد : 374

صفحه قبل 1 صفحه بعد