تبلیغات اینترنتیclose
من گرفتار تو بودم تو دچار دگري( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ جمعه 14 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 


من گرفتار تو بودم تو دچار دگري
من همه مست تو اما تو خمار دگري

دفتر شعر دل من همه لبريز تو بود
سر سوداي تو اما به گذار دگري

بسترم چون صدفي مانده ز مرواريدش
تو ولي مسخ به يک مهره ي مار دگري

فصل هايم همه با سردي پاييز گذشت
تو ولي در هوس و شور بهار دگري

هوس بوسه ي تو وسوسه ي جانم بود
ليک آغوش تو تن پوشه ي يار دگري

تو گذشتي ز من و خاطره هايم آسان
سوختي حادثه ها را به شرار دگري

آمدي باز پس از آن همه نيرنگ و فريب
که چه ؟بازي بدهي دل به قمار دگري

برو راهي شو دگر دست تو را خواند دلم
ببر اين قصه ي ننگين به ديار دگري ..........

 

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-8, | بازديد : 377