تبلیغات اینترنتیclose
رفتي که بيايي دل من تاب ندارد( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

رفتي که بيايي دل من تاب ندارد
دشت دل من طاقت سيلاب ندارد

گفتي که بيايي چو رسد موسم انگور
شد موسم انگور بيا چشم دلم خواب ندارد

طي شد همه شهريور و مرداد جدايي
با مهر بيا ماه عزيزي ست که هم ياب ندارد

باران بزند بر تن بي برگ سپيدار نباشي ؟
طوفنده خيالي ست که گرداب ندارد

ميناي دلم در هوس مستي چشمان تو مانده
حال دل چشمان ترا جام مي ناب ندارد

بايد به دل حادثه ها دل بزنم تا که بيايي
اين ماهي سرگشته دگر ميل به مرداب ندارد

القصه قرار است که افسونگر پاييز بيايد
برگرد دلم حوصله ي گريه و خوناب ندارد

 

 

بتول مبشري

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-1+12, | بازديد : 621