تبلیغات اینترنتیclose
نیامدی آنقدر نیامدی که خانه قدیمی شد( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 26 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

نیامدی
آنقدر نیامدی
که خانه قدیمی شد
پرده ها کهنه شدند
عینک ریز بینی کنار دست نوشته هایم جا خوش کرد
بسته های رنگارنگ ِقرص خواب
رفیق مدام کشوی پاتختی ام شدند
این همه رُژلب و ریمل و لاک و پودر و کوفت و زهرمار
دیگر به چه دردم میخورند
وقتی که کاج همسایه مان
مهندس مظفری
آنقدر قد کشیده
که روزهای رفتن تو را به رخم بکشد
و من بارها به گنجشک های حیاط
گفته باشم
اگر هم برگردد
من که بوسیدن را از یاد برده ام ....

 


بتول مبشری


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-17 , | بازديد : 638