تبلیغات اینترنتیclose
نه نشد مثل شما مریم عذرا باشم ( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 8 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 


نه نشد مثل شما مریم عذرا باشم
زنی از عمق دلم میل هوس بازی داشت

پشت احساس خودش سنگر و چادر زده بود
پای آوارگی اش وسوسه پردازی داشت

نه نشد مثل شما لیلی شعری بشوم
که جنون دل یک قیس هوایی ش کند

طالعش یار شود طایفه ای مجنون وار
سر به حالش بزند ماه نمایی ش کند

نه نشد مثل شما بی بی یک فال شوم
شاه خاجی به سراپای دلم بُر بخورد

دست اول بشوم بی بی اقبال کسی
بختم از خواب به یک بوسه تلنگر بخورد

نه نشد مثل شما شکل کبوتر بشوم
دل به صحن حَرم و جَلد شدن نووش کنم

روی گلدسته و گنبد بنشینم دل سیر
هرچه جز حسرت پرواز فراموش کنم

نه نشد آن زن ِدر من سرِ طوفانی داشت
موج تا موج تن خسته به دریا زده بود

جلجتایی که از اعماق دلش خون میریخت
سَر یکدنده به احوال مسیحا زده بود

مثل یک بشکه ی باروت پر از همهمه بود
میل آن داشت که آتش به نیستان بزند

فصل خرمارس مرداد دلش لک زده بود
تب کند شور به اندام زمستان بزند

زن شیدایی ِ در من همه ی عمر دوید
تا یکی مثل شما باسرو پایان باشد

قسمتش بود ته قصه ی واماندگی اش
هیزم سوخته ی خشم خدایان باشد

 

بتول مبشری

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-24 , | بازديد : 299