تبلیغات اینترنتیclose
دست و دل بیدها می لرزد( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 بهمن 1394 توسط سید مجتبی محمدی

دست و دل بیدها می لرزد
قاصدک ها آواره مانده اند
گنجشک ها دچارِ زمستانی بی جفتی
بال بال می زنند
پرواز کبوترها مصلوب صلیب تنهایی ست
تو رفته ای
و حتی یک ماهی کولی زنده نمانده
تا از خزه های خشکیده لب جوی
دلجویی کند
تو رفته ای
ایوای تو رفته ای
و بعد از تو نشانی ها سردر گم اند
و بعد از تو دل ماه همیشه گیر است
و بعد از تو
کسی با کوچه و نارون خاطره نمی نویسد
و بعد از تو
کسی در سرمن شعر نمی شود در دلم لبخند
تو رفته ای
و دردها سرک کشیده اند
به گوشه گوشه ی قلب پاره پاره من
مسافر دلم
خیال تو را مومیایی کرده ام
تو را خیس زیر باران
تو را سیگار به دست گوشه ی کافه ی صوفی
تو را که انار دانه می کنی
تو را که گلهای روسری ام را می شماری
تو را که 
مثل یا کریم پارسالی
از گوشه ی بام ام 
پریده ای ....

 


بتول مبشری

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-26, | بازديد : 642