تبلیغات اینترنتیclose
دیرست برای نشستنِ با هم مرا ببوس(بتول مبشری)
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 اسفند 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 
صدای دکلمه ابراهیم حسینی 
 
 
 

دیرست برای نشستن با هم با تلفیقی از  هــنـوزم همــونیم فریدون اسرایی 
دکلمه شعر خانم مبشری با صدای ابراهیم حسینی

 هــنـوزم همــونیم از آلبوم عسق یعنی فریدون اسرایی 
ترانه سرا:نسرین قاآنی
ملودی:اشکان خشایی
میکس و تنظیم:بهروزصفاریان
 
 


دیرست برای نشستنِ با هم مرا ببوس
در بَر بکش قاطعانه وُ محکم مرا ببوس

قسمت نبود تنهایی دست هایمان یکی بشود
تا فرصتی ست بیا و دمادم مرا ببوس

من پای پله های ایستگاه رسیدن نشسته ام
تا وقت باقی است کنار تو باشم مرا ببوس

تا شانه ام را نبرده باد که ویران ترم کند
تا رد شوم از این عذاب ِ مجسم مرا ببوس

این شعر عاشقانه به نقطه ی آخر رسیده است
آغوش پیله کن به جنون مسلم مرا ببوس

سهم ام نبود راهی تصویرهای روشن ات بشوم
چون عکسهای سفید و سیاه قدیمیِ مبهم مرا ببوس

تردید اگر بهانه شد که هم خانه ی دلم بشوی
این بار آخر است بیا و مصمم مرا ببوس

دیرست برای هرچه بود و نبود و هرچه باید بود
تنگ است وقت ِبودن با هم مرا ببوس

 


بتول مبشری



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-26, | بازديد : 930