تبلیغات اینترنتیclose
بعد توخانه خانه نبود( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ جمعه 27 فروردين 1395 توسط سید مجتبی محمدی


بعد تو
خانه خانه نبود
بعد تو درخت سنجد پیر مدام گریه میکرد
بعد تو زنبق ها حال دلم را خوب نکردند
چقدر بعد تو همه چیز عوض شد
انگار عطر و بوی پیچ های امین الدوله با تو چال شد
دلم بوی روسری ات را می خواهد
بوی چوب مِجری کهنه ات را
بوی سیب های دامنت را
ربابه یک شب بیا میان شانه های نحیف ات
دل سیر گریه کنم
ربابه
بعد از تو آدم ها مثل چراغ های ایستاده ی بغل خیابان
سرد و مغرور
فقط تماشا کردند
هر که رفت
هر که آمد
فقط تماشا کردند
بعد از تو همه چیز یخ زد
مثل عصر یخبندان
و من در خواب هایم
هی دویدم
هی دویدم
تا میان چادر توپ توپی سرمه ای ات
پناه بگیرم و گرم شوم
ربابه خمار چشمانت کو
ربابه نقل های عیدانه ات کو
ربابه دلتنگم بهار آمده
ربابه ...

 


بتول مبشری



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-27, | بازديد : 758