تبلیغات اینترنتیclose
سودای رفتن داشت ( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 خرداد 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

سودای رفتن داشت
مرغی که سفر را به پَرش بسته بودند
از دورها نجوایی صدایش زد
انگار کسی گفت 
آه
کوچید به سمت صدا
عمری ست میان خلنگ زارها
سرگردان مانده
بالهایش دچار خارهاست
آه میکشد
و آن دورها
باز مرغی مهاجر وسوسه می کند 
رفتن را

 


بتول مبشری



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-27, | بازديد : 637