تبلیغات اینترنتیclose
این را برای تو می نویسم برای رویاهای زخمی تو ( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 تير 1395 توسط سید مجتبی محمدی


این را برای تو می نویسم
برای رویاهای زخمی تو
برای سقوط بالهایت
که قرار بود هم بال پرواز من باشند
بعد از تو
قاصدکی از حوالی دردهای من
عبور نکرد
دستی نارنج های به خاک افتاده را برنداشت
بعد از تو
شب مهمان ناخوانده ای بود که آمد
ماند 
ماند 
صاحب خانه شد
بعد از تو عقربه ها روی ساعت درد ماندند
و پاییز این راهزن شورشی
عبور بهار را ایستاند
بعد از تو
ابری نبارید
چکاوکی نخواند
آلاله ای به گل ننشست
بعد از تو
تمام تفنگ ها رو به من نشانه رفتند
و بنگ بنگ
احساس بود که تیرباران شد
بعد از تو
عطر یاس های محبوبه شب به حبس رفتند
بعد از تو
یک صندوقچه خاطره ماند
پیراهن هایی که در چمدان گریه می کردند
و شال گردن طوسی که بر چوب رختی چوبی خشکش زد
بعد از تو من 
آنقدر ُمردم
آنقدر مردم
که تقویم ها هر روز
سال مرگی ام را به رخم کشیدند
امروز بیست و یکم تیر است
تیر
ماه سوگوار

 

 


بتول مبشری

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-27, | بازديد : 627