تبلیغات اینترنتیclose
پاییز رنگ هایش را به تو داد( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 آبان 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

پاییز رنگ هایش را به تو داد
دلتنگی هایش قلب مرا بوسید
هزار رنگ با شکوه
پلک بزن
بگذار وقتی درناها ی جان مرا
به کوچ صلا میدهی
زرد و نارنجی های دلفریب نگاهت
بر خاکستری های سوخته ی قلب من بنشینند
بگذار برگ هایم را بادهای تو ببرد
من
من جز زنی عاشق هیچ نیستم
من پیش از اینکه تو را صدا بزنم
بارها به خودم تلنگر زده ام
بارها برهنگی ام را به رخ دستهایت کشیده ام
و اندوهی را که از موهایم شره میکرد
باران به باران
به سقف اتاق تو روانه کرده بودم
هزار رنگ دلفریب
چقدر فریب چشم های تو را خوردن پیامد داشت
اول توافقی امضا کردم 
و بعد ناودان ها برایم گریه کردند
بسکه پاییز ماندم
و روحم 
دوستت دارم ها را از دهان بادها قاپید
بی آنکه مال او باشند
حالا به هر پنجره ای سلام میکنم
دستی آن را به هم میکوبد
پاییز من
بیا رنگهای با شکوه تو را 
با بی رنگی های ساده ی من طاق بزنیم
من
من سردم است 
......

 


بتول مبشری

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-28, | بازديد : 483