تبلیغات اینترنتیclose
پشت هر پنجره یک چراغ درد می کشد( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 12 تير 1396 توسط سید مجتبی محمدی

پشت هر پنجره یک چراغ درد می کشد
میان تاریک هر اتاق
سایه ای بر زمین نشسته 
پیراهن شب می دوزد
این سار که در گلویم گیر کرده
آواز نمیخواند
فریاد می کشد
خواب نمی آید
وباد 
باد که میخروشد
باد ها ناشر اندو ه های دیرپایند
مثل جام های شراب
مثل عکس های سیاه و سفید
مثل آهنگ های قدیمی
یکی باید بیاید
یکی باید باشد
راه بلد عبور از شبهای تنهایی
یکی که بعد رفتن اش
خواب ها بوی شبدر بگیرند
بوی مریم گلی های لگدکوب شده
بوی نم باران
دست خودم را بگیرم
میان دست سایه ام بگذارم
خودم خیلی تنهاست
و آن سایه ....

 

بتول مبشری



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-29, | بازديد : 169