تبلیغات اینترنتیclose
روزی دوباره از مسیر آسیاب های بادی ( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 23 مهر 1396 توسط سید مجتبی محمدی

 

روزی دوباره از مسیر آسیاب های بادی خواهی گذشت
از مسیر زیتون ها و لک لک ها
سارها و درناها
ازمسیر باران های ممتد و دیوانه وار
و پرواز بی راه گُله گُله مرغ هایی که نامشان را نمیدانی
شاید آنروز پاییز بغلت کند
یا برایت برقصد
یا دست بر شانه ات بزند
و دگمه ی بالای پیراهنت را باز کند
بی شک
برگ های زرد را از شانه هایت خواهد تکاند
و تو قدم هایت را
به ضرباهنگ خش خش دامنش وصل خواهی کرد
شاید آنروز باران و اشک
شیار گونه هایت را بشوید
یا خیس و نمناک دست در دست پاییز
به کافه ی متروکه ای بروی
و دل سیر گذشته ات را تماشا کنی
و شعر رنگ پریده ای روی دیوار
حواست را ببرد ..ببرد
اما آن روز 
آن پاییز
من نخواهم بود
و این درد
این درد .....

 


بتول مبشری

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-29, | بازديد : 36