پیچک ( بتول مبشری )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- شبیه خودم نیستم این روزها ( بتول مبشری ) .
- مفهوم این دلتنگی بی های وهویم چیست دق کردم( بتول مبشری )
- وقت آن است یکی حال مرا خوب کند( بتول مبشری )
- تو را بیاد می آورم میان نفس های پاییز( بتول مبشری )
- خدای برگ ریز خدای پاییز( بتول مبشری )
- روزی دوباره از مسیر آسیاب های بادی ( بتول مبشری )
- اتاقم مملو پرنده است( بتول مبشری )
- وقتی تمام حس ُ حالت مانده در سودای آغوشی(بتول مبشری)
- تو دور نرفته ای روزگار من(بتول مبشری)
- پشت هر پنجره یک چراغ درد می کشد( بتول مبشری )
- نه ردی بارانی نه تصویری به باران ها( بتول مبشری ) .
- یاد و خاطره های ایستگاه اتوبوس بخیر( بتول مبشری )
- نیامدی آنقدر نیامدی که کلاغ ها(بتول مبشری)
- مردی که روزی پابپایم بود تا قصه گوی هر شب اش باشم(بتول مبشری)
- من می توانم می توانم برای تو شعری ننویسم (بتول مبشری)
- این روزها هر بار که مادرم صدایم می زند ( بتول مبشری )
- شب گرفته ست خیالت به فراخوان کسی ( بتول مبشری )
- می شد از اندوه عصر چهار شنبه نگقت( بتول مبشری )
- از من دوری خیلی دور ( بتول مبشری )
- کاشکی یکی از عصرهای آخرهمین اسفند( بتول مبشری )
- باز باران وّ خیال چک چک یاد تو در خاطر من( بتول مبشری )
- کجا پناه گرفته ای پرنده ی پرهیاهوی گرمسیر( بتول مبشری )
- پرنده ها آی پرنده هامرا از اینجا بردارید( بتول مبشری )
- ترکم کرده ای و من مثل خانه های متروکه( بتول مبشری )
- دست من اگر بود تو آن سوی شهر از پا نمی افتادی( بتول مبشری )
- کجایی اینجا پاییز است و ابرها شتابی در( بتول مبشری )
- برو با هرکه دلت خواست فقط زود برو(بتول مبشری)
- پاییز رنگ هایش را به تو داد( بتول مبشری )
- رنگ های پاییز میان نی نی چشمهای توست(بتول مبشری)
- تسلیم شهریور شانه های تو شدن ( بتول مبشری )
- روسری زرد پاییز را بر سرم می کشم( بتول مبشری )
- برمی گردی بعد آن همه سال آن همه فصل( بتول مبشری )
- شنیدم آمده ای کلاغ های حوالی ( بتول مبشری )
- کوچه ی بچگی هایم کو،گالش های قرمزم( بتول مبشری )
- اگر شنیدن آهنگ قدیمی ای سوت قطاری ( بتول مبشری )
- تویی تویی مسبب تمام ارتــــــــکاب ها( بتول مبشری )
- دلتنگی یعنی تماشای یک کاج تنها( بتول مبشری )
- یک زن میان آینه مخفی ست( بتول مبشری )
- این را برای تو می نویسم برای رویاهای زخمی تو ( بتول مبشری )
- و کرمان بعد از این چقدر گریه کم بیاورد( بتول مبشری )
- دارم سراغ چشم هایت را ( بتول مبشری )
- سودای رفتن داشت ( بتول مبشری )
- با جمله دردهای دهان گشاده ی دنیا معاصرم ( بتول مبشری )
- سخت است این که هر شب( بتول مبشری )
- بعد توخانه خانه نبود( بتول مبشری )
- تو را می خواهم برای همه ی بایدها( بتول مبشری )
- زل می زنم به آن زن توی آینه ( بتول مبشری )
- وقت آن است یکی حال مرا خوب کند ( بتول مبشری )
- به شانه ی جاده کشیدم ( بتول مبشری )
- تمام ایستگاه ها در من ایستاده اند ( بتول مبشری ) .
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد