تبلیغات اینترنتیclose
مجنون بنشين خاطره ها را بنويس ( بتول مبشری )
پیچک ( بتول مبشری )
شعر و ادب پارسی

بتول مبشری

 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 


مجنون
بنشين
خاطره ها را بنويس
يک سينه پر از بغض صدا را بنويس
بگذار بهانه ها هوايي بشوند
از حادثه ها به شعر راهي بشوند
آن ابن سلام عاشق زار
کجاست ؟
مجنون خرابُ مستُ بيمار
کجاست ؟
قيسي که قبيله را رها کرد
چه شد
شوريده سر غريبُ شبگرد چه شد
بعد از تو
فقط صداي پاي ليلي
فرياد خروش ِ
هاي هاي ليلي
ليلاي تو را قبيله از خود راندند
گنجشک تو را کلاغ ها تاراندند
رفتي پي يک کلاه
سر آوردي
حالا که شکستي ام خبر آوردي
اين ليلي دل پريش
ليلاي تو نيست
چيني شکسته اي ست
کالاي تو نيست
مجنون
اگر از قييله ردي ديدي
يا ابن سلام را خبر پرسيدي
با او بگو
از سراب حال ِ ليلي
از آخر قصه ي محال ليلي
القـــــــــصــه
بگو که ما بريديم زهم
اين عشق جنون بود
نرسيديم به هم ...



بتول مبشري


پ: ن..... بعد ازچندباره شنيدن شعر و دکلمه زيباي آقاي عليرضا آذر
ليلي بنشين خاطره ها را رو کن.......

 

لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید : تشکر میکنم


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار بتول مبشری-16 , | بازديد : 669